شيخ حسين انصاريان

98

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

انبوه از مردم [ مكه ] براى جنگ با شما گرد آمده‌اند ، از آنان بترسيد . ولى [ اين تهديد ] بر ايمانشان افزود ، و گفتند : خدا ما را بس است ، و او نيكو وكيل و [ نيكو كارگزارى ] است . * پس با نعمت و بخششى از سوى خدا [ از ميدان جنگ ] بازگشتند ، در حالى كه هيچ گزند و آسيبى به آنان نرسيده بود ، و از خشنودى خدا پيروى كردند ؛ و خدا داراى فضلى بزرگ است . گرچه شأن نزول آيات فوق در مورد دو نفر يعنى « عبادة بن صامت » و « عبداللّه بن أبى » آمده است ، ولى بدون ترديد اين دو نماينده دو ديدگاه فكرى و اجتماعى هستند . يك مكتب مىگويد : از بيگانه بايد بريد و به كمك‌هاى او نبايد اعتماد كرد . ديگرى مىگويد : در اين دنياى پرهياهو هر ملتى تكيه گاهى مىخواهد و گاهى مصلحت سبب مىشود كه تكيه گاه از ميان بيگانگان انتخاب شود و رابطه با آنان روزى ثمربخش باشد . كه قرآن اين انديشه خودباختگى را محكوم مىكند ؛ زيرا تاريخ نشان مىدهد كه بسيارى از شكست‌ها و بدبختىهاى مسلمين از همين نقطه ضعف‌ها آغاز مىگردد . فتح اندلس ، نمونهء تابلوى روشنى از اين سست فكرىهاست . مسلمانان به نيروى الهى و توان فكرى و جسمى خود ، درخشان‌ترين تمدّن‌ها را در اندلس ديروز و اسپانياى كنونى پديد آوردند . امّا به جهت باورهاى غلط و نقشه‌هاى دشمنان و تكيه كردن بر بيگانه ، اين نيرو را سهل و آسان به باطل فروختند . شاهد ديگر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به قدرى تيزبين در اين موضوع بود كه در جنگ احُد هنگامى كه سيصد نفر از يهوديان براى همكارى با مسلمانان در برابر مشركان آماده شدند ، حضرت همهء آنها را از نيمهء راه بازگرداند و كمك آنها را نپذيرفت ، در حالى كه اين عدد در جنگ احُد مىتوانست نقش كارسازى ايفا كند ؛ ولى احتمال زياد داشت كه آنها در زمان حساسِ نبرد با دشمن همكارى كرده و باقيماندهء لشكر